أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

28

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

فرسنگى مكه در روز ترويه كشته شد و او را شهيد فخ گويند و همراهان او هم كه اشراف سادات حسنى بودند شهيد شدند و برخى دستگير شدند و اعدام شدند . و نتيجه اينكه در مدت خلافت مهدى و جانشين اولش هادى حزب عرب بر اوضاع دربار خلافت مسلط بودند و ايرانىها در دور دست افتادند و برمكيان به كارهاى درجه دوم در كار بودند ولى دو پيشامد كفهء ايرانىها را سنگين كرد و آنها را باوضاع دربار مسلط ساخت و مخالفان آنها عقب نشستند . 1 - مادر هادى و هرون كنيزى بود بنام خيزران حرشيه « 1 » ولى با استعداد و محبوبه مهدى كه جانشينان خود را از زاده‌هاى او انتخاب كرد و او وارد سياست دربار خلافت شد و داراى نفوذى فراوان گرديد تا آنجا كه هادى فرمانبردار او بود مسعودى در ص 337 ج 3 مروج نامبرده خود ميگويد : هادى بسيار فرمانبردار مادرش خيزران بود و هر نيازى كه از براى مردم از او ميخواست پذيرا بود و پيوسته در خانه‌اش پر از مواكب حاجتمندان بود كه شاعرى بنام ابو المعافى در باره او سروده . اى خيزران تو را گوارا باد و گوارا * كه سياستمدار بندگان دو پسرت باشند توانا و پيشامد كه روزى در باره امرى با پسرش هادى سخن گفت و او را راهى بپذيرش نبود و عذر آورد و مادرش گفت بايد آن را بپذيرى و پاسخ داد نپذيرم و مادرش گفت : من براى انجام آن به عبد اللَّه بن مالك قول دادم و هادى از شنيدن نام خواهشمند بخشم آمد و گفت : واى بر اين زنازاده من دانستم كه حاجتمند كيست و به خدا سوگند آن را براى تو برنياورم ، مادرش گفت : به خدا از اين پس از تو خواهشى نكنم پاسخ داد به خدا من از آن باكى ندارم و او داغ شد و مادرش برخاست و سخت خشمناك بود . هادى گفت : برجايت باش و سخن آخر مرا بشنو .

--> ( 1 ) و شايد از كنيزان ايرانى بوده كه در آن زمان بسيار بودند و در دلبرى و طنازى شهرتى داشتند و در هوش و استعداد نمونه بودند .